Listen Now
5
Login With Facebook
Listen Now
MP3s Playlists Videos RJTV Podcasts Events Photos Blog
Cinematique Melody Bazgasht Biasar Plays: 56,339
Cinematique Melody - 'Bazgasht Biasar'
Cinematique Melody Bazgasht Biasar Plays: 56,339
283 likes
26 dislikes
Music: Arian Karami
Mix & Mastering: Issak Assadbeigi
Story & Narrator: Samin Zarafshan
Sound Edit: Samin.Z
Voices:
Saeid Nikpour
Farhad aslani
Yaser razzaghi
Marzie heydari
Cover Art: Mojgan Parsamagham
Comments
Lyrics
Related
فرمانده جانباز: گله برای چی؟ ..حرفی ندارم بزنم
-سردار جنگ ..پدر شهید خودش جانباز..میشه حرف برای گفتن نداشته باشه؟
- توو جنگ بودن منو وکیل دولتو طلبکار ملت نکرده...چرا فکر میکنی مردم این کشور مدیون من هستند؟..من برای دفاع از ناموسم هیچکس رو زیر دین خودم نمی بینم.. ما مدیون جوونای این کشورهستیم..مدیون نسل فردا نه امثال ما!
نفس که میکشی..یک حلبچه زیر آتش می رود..نگاه که میکنی..وای از آن نگاهی که در چشمان تو نقش بسته..برایم خنده های آن حسین ملعون تداعی میشود...حرف از حسین علی نیست که یک عالم به شورش میگریست..از صدام حسینی میگویم که یک نسل از این خاک را به زیر تیغش می درید!
باهم رفیق بودن..هم محله..هم کلاسی..کم نبودن..یه تیم فوتبال منطقه از کوچه ی اونا بود..عین یازده تا مثل هم دوست..بچه محلای باحال کاردرست..مثل هم باهم.. تکیه میزدن به غرور مردی بچگیشون..رو همین زمین خاکیا..میونه ی گود..رو به رقیب..توپ میزدن..می جنگیدن!!..توو بازیای منطقه تیم اونا همیشه تا دم ته خط میرفت..ولی اول نمیشد.. نائب قهرمانی هرسال مال اونا بود..اما بچه ها هیچوقت دست خالی به خونه برنمیگشتن..همیشه کاپیتانشون جامی رو بالای سرش میبرد که باعث افتخار محله میشد..
جام اخلاق..انگار دیگه عادت شده بود که حتما کنار این افتخار نقره ای..یه جامی از طلا داشته باشن!
- - فرمانده: از من پرسیدی چی شد که به این روز افتادیم..هان؟
- ما انقلاب کردیم که دینو حاکم کنیم اما مشکل از اونجایی شروع شد که یادمون رفت... اسلام دین اخلاق هم هست !!..
- ***
جنگ که شد قید بازیارو زدنو رفتن..وسط آتیش..وسط میدون.. صدای رگبار بودو زجه های دوست.. رو پلاک سینه ش اسمش.. رو پلاک قلبش نوشته بود.. "اگه مته به فکر و آرمانت زدند..تو سنگ باش و دفاع کن".. باید واسه همه کسایی که نبودن روشن میشد ..که اونجا رزم مرز بودو نبرد برای وجب به وجب خاک..واین خودش انگیزه ای بود برای تقدس بیشتر!.. عین ده تاشون توو معرکه خون و خنده برای همین دیار پر کشیدن..رفتن.. ولی یه نفر موند که همه رفقا وهم تیمیاش ..جلوی چشماش..شکل خاطره شدن!.. از اون تیم یازده نفره..فقط کاپیتان برگشت.. ولی خسته و بی جون..بی اثر..بدون بازوبند افتخارش..چون نفس تازه شو خرج تازگی دم آدمای دیگه کرده بود.. نفس نداشت!.. دلتنگ بودو برگشت.. توو دلش بود با مردمش از دلبستگیاش بگه ولی...
- مرد و زن : جنگ؟!.. زجر جنگ؟!.. فقط برای تو؟ پس ما چی بگیم؟
میدونی انتظار یه دختر تازه عروس برای یکی از همین هم رزمات چه حالی داره؟..
میدونی گریه یه نوزاد چند ماهه فقط برای یه تابوت خالی.. چه سوز بدی داره؟..
میدونی زندگی زیر بمبارون.. وسط سفره هامون..چه طعم تلخی داشت؟..
ما صدای آژیر قرمزو خوب میفهمیم..میدونی وقتی همه جا توو گوشت جار بزنه..یعنی چی؟!..
ولی با چه منطقی دنبال جواب میگردیم.. وقتی دنیای این مردی که مسخ افکارمون شده رو نمیفهمیم.. اون خودش هنوزم درگیر با این جنگ.. گرفتار این نشو نه هاست:
" رد ویلچر..صدای سوت کپسول اکسیژن..تخت سفت آهنی..بوی الکل بوی خون..قرصای آبی قرصای روشن..عصای سفید عینک تیره..سوز سرب داغ.. پیرهن آبی کم رنگ خاکستری دودی..نگاه سرد ولی مهربون..یه دست پیر.. یه پای خسته.. ولی بی جفت بی یار با خنده های بی ادامه!"
سکوت این مرد که از دل جهنم تیرو ترکش اومده.. کرکننده تر از صدای خنده هاییه که توی تاریخ برامون تداعی میشه ولی فقط یه زوزه توو پاورقی داستانه!..
امروز "مرد جنگ" کنار ما سنگری ساخته از جنس فریادهای خاموش.. دادهای برنیامده!

-یارو هفتاد میلیون پول هیئتو که مردم به امانت بهش داده بودنو خورده..اون وقت توو عروسی برادرزاده ش چون یه دلنگ دولنگی کردن..میگه معصیت داره.. حرومه.. من نمی رم.. اون وقت ادعا کنیم که خیرخواه مردمیم!

نفس و نگاهت چه ساده قصه هشت ساله داغ جوانی ات را به تصویر میکشد..
هنوزم نفس که میکشی یک حلبچه زیر آتش میرود.. نگاه که میکنی.. وای از آن نگاهی که...
Send
Download Apps Contact Us Advertise Privacy Policy Terms of Use
Home MP3s Videos RJTV Podcasts Events Playlists Photos Blog

Keyboard Shortcuts

×
You need to login to Radio Javan first.
Cancel Login
×